السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
853
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و چه رسد به اين ادّعا كه دلالت جملهى « فمن أراد العلم فليأت الباب » را بتوان از مدلول صريحش كه اعلميت امام عليه السلام است ، با اين حديث ساختگى باز گرداند ؟ ؟ ! همچنان است آنچه در پايان سخنش به عنوان استدلال بر ادّعاى پيشين آورده و گفته است : « از آن جهت كه ضرورتاً معلوم است پايه و ديوار و سقف بالاتر از در هستند » كه اين بر پايهى آن حديث ساختگى است و دانستيد كه از نظر سند و دلالت ساختگى و باطل است . مىپرسيم در اين سخن از « علو » چه اراده كرده است ؟ اگر از « علو » علو ظاهرى حسى را اراده كرده است از دو جهت باطل است : اوّل : اين كه با عيان و وجدان مخالفت دارد ، چون هر شخص با چشمهايش مىبيند كه دَر از پايه بالاتر است ، و اگر بالاتر شرافتش بيشتر باشد آنگونه كه گمان دارد پس حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اشرف و اعلم است . دوم : اگر مدار بر علو ظاهرى باشد ، بدون شك ديوارها از پايه بالاتر و سقف از ديوارها بالاتر است ، پس لازم مىآيد كه عمر داناتر از ابوبكر باشد و عثمان از هر دو نفر داناتر باشد . و به اين مطلب ، هر چند كه خلاف واقع است ، هيچيك راضى نمىشوند . و اگر از « علو » علو معنوى حقيقى را خواستار باشد ، بىشك و ترديد دَر از پايه و ديوارها و سقف بالاتر و اشرف است . و اين اجزاء شهر يا خانه - مجموعاً يا تك تك - كمترين رتبهاى از علوّ معنوى را ندارد ، بلكه دَر به مراتب بىشمارى بالاتر و رفيعتر از آنهاست . آنهم علوّى معنوى و حقيقى ، و با توجّه به معنىهاى مورد نظر از دَر و آثار وجودى آن ، بزرگان دانشمندان اهل سنّت به اعلميت مطلق اميرالمؤمنين عليه السلام ، اعتراف كردهاند . از آن جهت كه باب مدينة العلم است ، و براى حضرتش فضيلتها و ويژگىهاى والايى اثبات نمودهاند كه همگى آنها را از حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » استنباط كردهاند . پس روشن شد كه علوّ حقيقى معنوى براى باب ثابت است ، نه براى پايهى